مأمن

و چه مأمن و پناهی بهتر از خداوند لم یزلی؟

مأمن

و چه مأمن و پناهی بهتر از خداوند لم یزلی؟

مأمن

در پیچ و خم زندگی ،وقتی فکر میکنی همه ی راه ها به بن بست رسیده است،
بیاد بیاور خودش فرمود:
و الله غالب علی أمره (یوسف_۲۱)
و همه چیز در برابر ارادهٔ خدا هیچ است.
و أما الظاهر...ذلک لقهره و لغلبته الاشیاء و قدرته علیها.
و خدا ظاهر است ...به واسطه غلبه و تصرف و قدرتش بر همه چیز.
و چه مأمن و پناهی بهتر از خدای لم یزلی؟
امام رضا (ع). (کافی،ج ۱،ص۳۰۴)

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

بی قراری های یک دختر لوس

شنبه, ۸ آبان ۱۳۹۵، ۰۴:۰۰ ب.ظ

خدایا بی قراری هایم را به حساب کفران نعمت هایت نگذار ،

بی قراری هایم را به حساب دلتنگی هایم بگذار ، به حساب دوری هایم، به حساب خستگی ام ، به حساب غریبی ام ...

خدایا اگر بی قرارم ، دلتنگم ، خسته ام ، غریبم ، درمانده ام نه از جهت قدر نشناسی نعمتت بلکه از جهت وابستگی هایم است ، از جهت تعلقاتم ...

اصلا لعنت به دلی که بی موقع میگیرد ، بی موقع تنگ میشود ،بی موقع هوایی میشود ...

لعنت به دلی که زمان و مکان نمی شناسد ...

لعنت به دل خود خواه که یکهو وسط تمام خوشی ها میگیرد و تنگ میشود و مثل کودکی چهار ساله پا به زمین میکوبد که فلان چیز را میخواهد حالا نمی دانم چه کسی باید بیاید و بفهماندش که الان وقتش نیست ، نمیفهمد که نمیفهمد و هی بیشتر پا میکوبد و از تو میخواهدش...

لعنت به دلی که یک متر از تمام مسیر پیش رویش را میبیند و لعنت به عقلی که آینده نگر است ، لعنت به این دو دافعه...

لعنت به دلی که زبان ندارد که بگوید تو تصمیم گیرنده ای پس تصمیم بگیر و دمدمی مزاجی های من را محل نگذار...

و لعنت به عقلی که حاضر نمیشود اعتراف کند که گاهی هم به من اکتفا نکن...

اصلا لعنت به خودم که درست وسط غذا خوردن آن هم در سلف دانشگاه یاد دستپخت ها ی مادرم می افتم و زمانیکه هنوز سیر نشده ام ، بغض چنان گلویم را میچسبد که انگار قصد خفه کردنم را دارد ، غذا را کنار میگذارم و در محوطه ی دانشگاه قدم میزنم تا شروع کلاس بعدی...

لعنت به اشک هایم وقتی وسط خیابان با دیدن مادر دخترها قصد به ریختن میکند و من با تمام توان جلویش را میگیرم بلکه کسی نبیندشان...

لعنت...

اصلا چرا لعنت میگویم ...

همه ی این ها لازمه ی من است...

من اگر دستپخت مادرم را فراموش کنم که دیگر دخترش نیستم...

یا اگر دلم برایش تنگ نشود که بی عاطفه ام ...

و اگر برای دوری اش اشک نریزم که بی علاقه ام ...

پس همه ی این ها لازمه ی من است ...

لازمه ی یک دختر لوس ...



غربت

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۸/۰۸
نسترن گلزار

نظرات (۷)

۰۸ آبان ۹۵ ، ۱۶:۵۳ نویسنده عشق
زندگی پستی و بلندیهای خودشو داره :)
هر وقتم صداش کنی دستتو میگیره :)
موفق باشی :)
پاسخ:
ممنون
التماس دعا

چهار سال دیگه دلتون واسه غذا های دانشگاه و خوابگاه و شهری که درس میخونید تنگ میشه :)

میگذره..............سخت نگیرید که سخت نگذره

پاسخ:
امیدوارم
ممنون
التماس دعا 
:) لبخند...
میگذرن این روزها...

تمرکزت رو روی غربت نذار لطفا...
بهتره به جنبه های مثبت دیگه هم توجه کنی
پاسخ:
امیدوارم بتونم
تمام سعیمو میکنم ؛)
ممنون :)
التماس دعا
دوستای خوب پیدا کنید. کسایی که پایه باشن. کمی از غم و اندوه تون رو کم می کنند. یه بخشی از دوستان می تونند شهدای گمنام دانشگاه باشند حتّی
ان شاءالله خداوند آزامش رو به قلبتون بریزه
پاسخ:
ممنون از توصیه های عالیتون
انشاالله
التماس دعا:)
شاید الان تو این دوری خوب باشه که دختر لوس مامان بشی
شاید اینکه دلت زود به زود میگیره و بهونه میگیره خوب باشه
حتی این دوری
برای اینکه بیشتر قدرشون رو بدونی
همه ی ما همین طوریم
مثل من که یه عمر باید باهاش کنار بیام نه چند سال 
پاسخ:
ای جان واسه جمله ی آخرت ؛) 
امیدوارم بتونم قدرشونو بدونم
ممنونم دوستم :)
عزیزم :)
این دوری ها باعث میشه آدم بیشتر قدر مامانشو بدونه . نگران نباش دوست گلم
سعی کن دوستای خوبی داشته باشی که وقتای خالیتو کنارشون بگذرونی
دوستای شاد :)
امیدوارم همیشه شاد شاد باشی و هیچوقت دلت نگیره
پاسخ:
بعله آدم قدر همه چیز رو بیشتر میدونه مخصوصا خانواده و مخصوصا تر مامانش:)
ممنون از شما:)
دختر لوس نازنین.قوی تر میشی کم کم خانم گل 
پاسخ:
؛)
انشاالله ...
ممنون دوستم :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی